ابزار هدایت به بالای صفحه

X
تبلیغات
زولا
سخنان شهید: جانبازان جهاد اصغر و جهاد اکبر را در 8 سال دفاع مقدس انجام دادند | جانبازان با حضور در جبهه‌های جنگ هشت سال دفاع مقدس، جهاد اصغر و در مبارزه با نفس، جهاد اکبر را انجام دادند. | جانبازان شهیدان زنده‌ای هستند که با اطاعت از خداوند متعال و ولایت‌فقیه، در راه اسلام از مال و جانشان گذشتند. |جانبازان کسانی هستند که با نفس خود مبارزه کردند و از همه چیز خود در راه مبارزه حق علیه باطل گذشتند. |جانبازان به معنای واقعی برای تمام اقشار جامعه ما الگو و اسوه هستند چراکه در مسیر الهی قدم برداشته و به آنچه خدا راضی بوده، عمل کردند. |جوانان و مردم جامعه ما باید رشادت‌ها و ایثارگری‌ها، شجاعت‌ها و از خودگذشتگی‌های جانبازان عزیز را الگو قرار دهند تا به تکامل برسند. |جانبازان هم جهاد اصغر انجام دادند و در جبهه‌های حق علیه باطل حضور یافتند و هم جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس انجام دادند لذا ما باید جانبازان عزیز را که بهترین الگو بعد از شهدا و شهدای زنده هستند، به عنوان اسوه خود از آنها پیروی کنیم. |جوانان ما باید بیشتر با شهدا، زندگی‌نامه، شجاعت‌ها، شهامت‌ها، ایثارگری‌ها، اخلاص، تقوا، از خودگذشتگی شهدا و پیروی از ولایت‌فقیه و رهبری، آشنایی پیدا کنند چرا که ما در قبال خون شهدا وظیفه داریم و باید نسل جوان و نوجوان ما در این مسیر حرکت کنند. |حرکت در مسیر شهدا یعنی پیروی از دستورات الهی و حرکت در مسیر موفقیت و سلامت است. |هر انسانی دارای دو بعد الهی و مادی است، بعد الهی اطاعت از خدای متعال است که اگر انسانی به این بعد توجه نکند، پیرو شیطان است و درمان این بیماری استفاده از رهنمودهای صالحین و علما که در راس آنها ولایت‌فقیه است، بوده و بعد مادی که همانا اعضا و جوارح انسان هست که سلامت آن با ورزش‌کردن حاصل می‌شود. |جوانان ما باید به سلامت جسم و روح‌شان توجه کنند زیرا بدن و روح سالم، انسان را برای رشد و تعالی در مسیر الهی آماده می‌کند|خداحافظ فرمانده! خداحافظ برادر خستگی ناپذیر و مرد روزهای سخت انقلاب. |تو به یقین خستگی را خسته کردی! تو رفتی و یاد تو و آن کلام دلنشینت مرهمیست بر داغ دلمان و سندیست برای ما که همواره برای ولایت باید سوخت تا ولایت تنها نماند.خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار. |

جملات گران بها و به یادماندنی  سردار سرتیپ حاج حبیب لک زائی در 117 روز قبل از شهادت 

جانبازان جهاد اصغر و جهاد اکبر را در 8 سال دفاع مقدس انجام دادند

جانبازان شهیدان زنده‌ای هستند که با اطاعت از خداوند متعال و ولایت‌فقیه، در راه اسلام از مال و جانشان گذشتند

جانبازان کسانی هستند که با نفس خود مبارزه کردند و از همه چیز خود در راه مبارزه حق علیه باطل گذشتند

جانبازان به معنای واقعی برای تمام اقشار جامعه ما الگو و اسوه هستند چرا که در مسیر الهی قدم برداشته و به آنچه خدا راضی بوده، عمل کردند.

http://rasanews.ir/Images/News/Larg_Pic/16-7-1392/IMAGE635168431323906250.jpg

روحش شاد و یاد و نام و خاطر ایشان برای تاریخ همیشه سرافراز ایران گرامی باد.

تاریخ درج: 9 شهریور 1393 , چاپ , دیدگاه ها
در آستانه نیمه شعبان و ولادت حضرت صاحب الزمان (عج)، رئیس سازمان بسیج مستضعفین ضمن حضور در منزل سردار شهید حاج حبیب لک زایی با حجت الاسلام و المسلمین اعتمادی پدر این شهید معظم دیدار و گفت و گو کرد و برای وی از درگاه حضرت حق آرزوی طول عمر و شفای عاجل کرد.

سردار محمدرضا نقدی در این دیدار ضمن قرائت فاتحه یاد و خاطره سردار شهید حاج حبیب لک زایی و فرزند شهید ایشان مسلم لک زایی و شهیدان نعمت الله و حسینعلی پیغان را گرامی داشت و از خداوند منان محشور شدن آنان را با حضرت سید الشهدا مسئلت نمود.

وی همچنین ضمن تقدیر از حجت السلام و المسلمین اعتمادی به سبب تربیت فرزندان با بصیرت و با تقوا، گفت: سردار شهید لک زایی یکی از سرداران پر تلاش، مخلص و با ایمان بود، که تمام تلاش خود در راستای اهداف انقلاب اسلامی به کار بسته بود.‌

حاج حبیب بار آخری که رفت به من گفت حلالم کنید

حجت الاسلام و المسلمین اعتمادی پدر سردار شهید حاج حبیب لک زایی در حضور سردار نقدی رئیس سازمان بسیج مستعضعفین کشور به ذکر خاطره ای از این شهید بزرگوار پرداخت و گفت: حاج حبیب در پایان زمان سفر به شهرستان زابل، قبل از برگشت به مرکز استان، خودش را به نزد من می رساند و ضمن دیدار مجدد، خداحافظی می کرد و از من می خواست که برای او دعا کنم.

اما بار آخری که شهید زابل را ترک کرد، دقیقاً خاطرم هست، حاج حبیب مانند دفعات قبل نگفت برایم دعا کن، این بار گفت: مرا حلال کنید.

پدر سردار شهید حاج حبیب لک زایی در پایان ضمن تشکر از حضور سردار نقدی، گفت: ان شاء الله همان طور که در دنیا یاور مقام عظمای ولایت هستید در آخر الزمان نیز از یاران حضرت ولی عصر ارواحنا فدا باشید.

گفتمی است سردار غلامی مسئول بازرسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، سردار مرتضوی فرمانده سپاه سلمان استان، سرهنگ ناظری فرمانده قرارگاه شهید هراتی سیستان و فرماندهان نواحی نیمروز، هیرمند و هامون در این دیدار سردار نقدی را همراهی نمودند.

حضور در کنار تربت حبیب دلها و گلزار شهدای ادیمی

سردار نقدی همچنین با حضور در حسینیه گلزار شهدای حضرت رسول اکرم (ص) شهرستان نیمروز - ادیمی (در شمالی ترین نقطه استان سیستان و بلوچستان و 10 کیلومتری شهرستان زابل) در کنار تربت سردار شهید حاج حبیب لک زایی _ حبیب دلها _ به مقام شامخ این شهید ادای احترام کرد.

وی همچنین با حضور در گلزار شهدای این آستان با نثار فاتحه به زیارت قبور مطهر شهدای این آستان پرداخت.

گفتنی است اعضای هیئت امنای گلزار شهدای حضرت رسول اکرم (ص) نیز گزارشی مختصر از پروژه های عمرانی و فعالیت های فرهنگی که توسط سردار شهید حاج حبیب لک زایی موسس هیئت امنای گلزار و رئیس هیئت امنای گلزار و با کمک های خیرین و نهادها در این آستان اجرا گردیده و در حال اجراست، به رئیس سازمان بسیج مستضعفین ارائه نمودند.

دست نوشته سردار نقدی در گلزار شهدای ادیمی

سردار نقدس رئیس پس از حضور در گلزار شهدای حضرت رسول اکرم (ص) شهرستان نیمروز – ادیمی، دست نوشته ای بدین شرح در دفتر یادبود گلزار شهدا نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم

خدایا تو را سپاس که در ایام میلاد منجی بشریت توفیق زیارت قطعه ای از بهشت را عطا فرمودی. اللهم ان حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتما مقضیا فاخرجنی من قبری موتزرا کفنی شاهرا سیفی مجردا قناتی ملبیا دعوه الداعی، این دعای هر روز حبیب ما بود. خدایا او و ما را به این آرزو برسان.

امضاء

تاریخ درج: 9 شهریور 1393 , چاپ , دیدگاه ها



باباجون سلام.باز فرصتی یافتم تا با تو درد دل کنم،خیلی دلم برایت تنگ شده...یاد سلام کردن های صبح و شبت،یاد لبخندهای ملیحت،یاد کار و کوشش فراوانت،یاد صدای گرم و آرامش بخشت.یاد حضورت در خانه،یاد مشاوره های فراوانت و یادمظلومیتت. آرام می آمدی،آرام مینشستی،آرام می خوردی،آرام می خوابیدی و آرام بلند می شدی.هنوز فکر می کنم مأموریت رفتی و می آیی،و بارها با صدای ماشین فکر کردمتویی و زود در را برایت باز کردم. روز دومت در ادیمی به حاج مصطفی گفتم با ماشین شما کی میاد زاهدان جا دارین منم با شما بیام؟گفت:آره منم و مامان و خانمت و بابا؛دلم برای داداشم سوخت؛خب سخته منم هنوز باورم نشده که رفتی و دیگه نمیای. خودت گفتی عروسیم روز عید غدیرباشه! همکارانم از عقد من باخبر بودن و شیرینی میخواستن اما آماده که می شدم تا برم و بخرم می گفتی نه!هنوز زوده! شب رفتنت به مأموریت بهت گفتم کیا رو دعوت کنیم،گفتی شما کیا رو می خوای دعوت کنی؟گفتم از ادارمون سی نفر.گفتی نه،گفتم چرا؟گفتی ما باید اونایی رو دعوت کنیم که تو مرگ و زنده شون دعوتمون کرده باشن.کمی فکر کردم و گفتم جدیداً که ما کسی رو از دست ندادیم که بخوایم دعوتشون کنیم و نیان!اون موقع نگام کردی و چیزی نگفتی! یک ساعت مونده بود که بری گفتی جعفر سی دی موسیقی عید غدیر که مال مراسمت هست رو بیا بگیر دستت باشه،گفتم دست خودتون باشه دست من شاید گم بشه،گفتی اگه گم شد که دست یکی دیگه از بچه ها هست ازش می گیریم و من گفتم باشه پس میزارم روی میز کامپیوتر. من از روز شنبه بدنم درد می کرد روز یکشنبه به مسئول واحدمون گفتم می خوام برم مرخصی،گفت: چرا؟گفتم بدنم درد می کنه؟(نفهمیدم چرا اینو بهش گفتم)گفت:باشه دوشنبه رو حالا برو تا بعد؛دوشنبه رو تو خونه که استراحت کردم دیدم حالم بهتر شده پس سه شنبه رو رفتم اداره،باز بدنم شروع به درد گرفتن کرد ساعتای ده خانمم باهام تماس گرفت حرفاشو که زد دید که بی حالم،گفت چی شده حالت خوب نیست؟گفتم نه بدنم درد می کنه؟گفت:حتما دیشب خوب نخوابیدی؟گفتم:نه خوب خوابیدم.گفت:پس چه کارته؟گفتم نمی دونم فقط می دونم که بدنم درد میکنه(اون موقع نمی دونستم که به خاطر فراق شما و جدایی روح من و شما بدنم درد میکنه) مامان خیلی سعی میکنه جای خالی تو رو برام پر کنه اما نمی تونه،و من برای اینکه او را نرنجونم خود را راضی و خوشنود نشون می دهم. مامان هر روز پنهان از نگاه من،وقتی سجاده اش رو پهن میکنه چنو لحظه روبروی عکس تو می ایسته وبا چشمانی خیس به تو خیره میشه با تو راز و نیاز میکنه،اگه از کسی ناراحت باشه گلایه و شکایت میکنه میگه می دونم مثل همیشه حرفامو گوش میدی،یک بار خودم شاهد بودم یواشکی گوش می دادم آنم ساعات پایانی شب بود.(منظورم وقتیه که خونه خلوته و وقت نماز شبه) ،دلم برای مامان می سوزه می دونم با همون گریه های شبانه خودش رو آروم میکنه چون او از دوری تو رنج می بره اما سعی می کنه بیشتروقتا بر زبان نیاره که مبادا من دلتنگ بشم... هنوز لباسهای نظامی و شخصی تو روی جالباسی ست. در بیرون از منزل عدم حضورت بیشتر احساس میشه چرا که هرکسی با تماس و یا حضوری،شهادتت را تسلیت میگه،اصلا نگاه های مردم تغییر کرده! از طرفی رشادت های تو را می بینم و می خوانم به خود می بالم، که چنین پدری داشتم،البته گاهی دل تنگ می شوم که چرا زودتر نشناختمت!صبح رفتن هایت با خودت بود و بازگشتن هاین با خدا؛گاهی بعد ظهر،بیشتر وقتها ساعات پایانی شب و گاهی اصلا وقت نمی کردی شب به خونه بیای و در همون محل کار استراحت می کردی. روز تشییع پیکر پاکت در زاهدان و زابل بیشتر دوست دارانت بودند اما همه نه؛با خدا باش پادشاهی کن یعنی این. چه زیباست باباجون روز شهادتت روز شهادت جوادالائمه و دقیقا سومین یادواره شهدای وحدت استان بود؛ روز هفتمت روز عرفه و چهلم تو مصادف با روز بسیج و عاشورا گشته است. خوش به حالت،این سعادتی ست که نصیب هر کسی نمی شود. تو که عاشق بسیج و ادامه دهنده راه شهدا بودی تقدیر بر آن بود که روز چهلمت اینچنین روزی باشد. بارها بهت می گفتیم از این همه کار خسته نمیشی می گفتی من خودم رو وقف اسلام کردم. آفرین بر تو؛تو خستگی رو خسته کرده بودی. هر وقت احساس دلتنگی می کنم عکست را می نگرم و به آن زل می زنم،آرامش پیدا می کنم.و این قول آخر من؛ از ادامه دادن راهت دست بر نمی دارم. روحت شاد و یادت گرامی باد.

فرزند کوچکت جعفر

تاریخ درج: 8 شهریور 1393 , چاپ , دیدگاه ها
به مناسبت پانصد و بیست و دومین روز شهادت مرد بی ادعا، سردار سرافراز و نامدار جهان اسلام، شهید حاج حبیب لک زایی، بخشی از سخنان سردار سرتیپ نقدی، رییس بسیج مستضعفین کشور را با هم مرور می کنیم:

رئیس سازمان بسیج مستضعفین با بیان اینکه توفیق نظام در مقابله عملی با گروه‌های تروریستی منحصر به فرد بوده است، گفت: اغلب گروه‌های تروریستی در ایران کشف می‌شوند و آن تعدادی هم که کشف نمی‌شود در آستانه عملیات، کشف و خنثی می‌شود.

سردار محمدرضا نقدی رئیس سازمان بسیج مستضعفین با اشاره به شخصیت شهید حبیب لک زایی گفت: ایشان فردی مخلص و با ایمان بود که خود را وقف اسلام و انقلاب اسلامی نموده بود.

وی با اشاره به نقش فرهنگی شهید لک زایی در ماموریتهای محوله اظهار داشت: تلاش‌های ارزشمندی که ایشان در سپاه انجام دادند و دغدغه‌های فرهنگی ایشان همیشه برجسته بود.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین در ادامه خاطرنشان کرد: یک بار که با ایشان برای بررسی قاچاق کالا به یکی از مناطق سیستان و بلوچستان رفته بودیم با تعداد زیادی از محرومین مواجه شدیم که گرفتار پدیده شوم قاچاق بودند. قصدمان این بود تا با انجام کارهای تولیدی در منطقه، حجتی برای مردم در قانون گریزی وجود نداشته باشد که ایشان همکاری بسیار خوبی را در این زمینه داشتند. با وجود منابع آب محدود در منطقه زابل؛ برنامه احداث استخرهای کوچک برای پرورش ماهی، نگهداری و پرورش دام در خانه‌ها و... انجام شد که ایشان الگوی خوبی برای این کار طراحی نمودند و تعداد زیادی از مردم منطقه را از معضل قاچاق نجات دادند و این حرکت‌ها علاوه بر مسئولیت‌های او در این منطقه مرزی انجام می‌شد.

سردار نقدی فعالیت ستاد امر به معروف و نهی از منکر در منطقه به مسئولیت این شهید عزیز را نشان از روح بلند وی دانسته و افزود: سابقه 100 ماه حضور در دفاع مقدس در تمامی مناطق عملیاتی و 77 درصد جانبازی شهید لک زایی؛ میزان دلبستگی و علاقه او را به ارزش‌های انقلاب و آمادگی برای فداکاری نشان می‌داد که در پایان جنگ مانند سایرین به انتهای جوشش انقلابی نرسید و تلاش برای پیشبرد اهداف انقلاب تا پایان حیات دنیوی در وجود ایشان شعله ور بود.

وی با اشاره به حادثه تروریستی در تاسوکی استان سیستان و بلوچستان تصریح کرد: اوج فداکاری ایشان وقتی است که فرزندشان به شهادت می‌رسد و نگاه ایشان به همه? شهدا طوری است که کسی متوجه نمی‌شود پسر شهید ایشان در بین این شهداست.

جانشین فرمانده کل سپاه در امر بسیج، توجه و رسیدگی زیاد وی به اهل منزل و خانواده را یادآور شده و بیان کرد: شهید لک زایی طی آن حادثه تروریستی در حالی که عواطف پدری ایشان جریحه دار شده است و با وجود آنکه پسر وی در بین شهدا بود ولی به سایر شهدا و خانواده‌‌هایشان توجه می‌کرد که حاکی از روح بلند او می‌باشد.

سردار نقدی در ادامه خاطرنشان کرد: با وجود اینکه در حادثه تاسوکی برادر ایشان توسط گروه‌های تروریستی و ضدانقلاب به گروگان گرفته می‌شود و داماد و پسرش به شهادت می‌رسند ولی همچنان منادی وحدت بوده و هیچ تزلزلی در روحیه وحدت طلب و عشق و علاقه‌اش به وحدت با اهل سنت نسبت به قبل پیش نمی‌آید.

وی با اشاره به آغاز دوره جانبازی شهید لک زایی پس از جنگ و تشدید فعالیت‌های ایشان اظهار داشت: شاید اکثر افراد در مطالب سیاسی شعار دهند و سخنان خوبی بگویند، ولی اینکه در میدان آزمایش دچار تزلزل نشوند خودش یک نماد است و شهید لکزایی نماد وحدت است که با وجود حادثه تلخی که برای مردم و خانواده او پیش می‌آید، همچنان برای وحدت مسلمانان تلاش می‌کند و حتی یک گام به عقب برنمی گردد.

رئیس سازمان بسیج مستضعفین خصوصیت بارز شهید لک زایی را ولایتمداری دانسته و تاکید‌کرد: این شهید بزرگوار پس از اینکه نظر ولایت را متوجه می‌شد برای اجرا و عمل به آن مسئله؛ هیچ توجیه و حجت دیگری را نمی‌پذیرفت.

سردار نقدی ویژگی مهم دیگر ایشان را سادگی و تواضع عنوان کرده و ادامه داد: در آن منطقه مرزی و با وجود قاچاق گسترده مواد مخدر توسط باندهای قاچاقچی و وجود گروهک‌های تروریستی، ایشان به وجود گارد حفاظتی و نیروهای تامین امنیت شخصی تن نمی‌دهد و با وجود مخاطرات فراوان در بین مردم و مانند عموم تردد می‌کند.

وی توجه ویژه شهید لک زایی به زیردستان و همکاران را یادآور شده و تصریح کرد: افرادی که طی ماموریت‌ها در انجام کار محوله خیلی دقت می‌کنند زیاد هستند ولی برخی در انجام ماموریت محوله از زیردستان و افراد خود غفلت می‌کنند در حالی که شهید لک زایی بسیار توجه داشت و با علاقه و دقت فراوان سعی می‌کرد تا از حقوق زیردستان و آنچه زیردستان دغدغه و مشکلات دارند چیزی بر گردن ایشان نماند.

جانشین فرمانده کل سپاه در امر بسیج دغدغه‌های زیاد شهید لک زایی پیرامون بسیج را عمق دیدگاه ایشان و توجه به نیروهای تلاشگر بسیج در صحنه دانسته و بیان کرد: فقدان ایشان یک ضربه بسیار مهم بود چراکه وی شناخت بسیار خوبی از منطقه داشته و ارتباط عمیق قلبی نیز با عشایر داشت که چنین شخصیتی در این تراز میان ما وجود ندارد. در مجموع مزیت‌های ایشان بسیار بود.

سردار نقدی، توفیق نظام در مقابله عملی با گروه‌های تروریستی را نسبت به تمام دنیا منحصر به فرد دانسته و تاکید کرد: اغلب گروه‌های تروریستی در ایران کشف می‌شوند و آن تعدادی هم که کشف نمی‌شود در آستانه عملیات، کشف و خنثی می‌شود و این‌ها نتیجه زحمات و تلاش‌های بزرگوارانی همچون شهید حبیب لک زایی است که توانسته‌اند با وجود گستردگی جغرافیایی، آرامش و امنیت را در سیستان و بلوچستان بوجود بیاورند و با وجود توطئه‌های دشمنان، امروز سیستان و بلوچستان یک منطقه رو به پیشرفت است.

روحش شاد و یاد و نام و خاطر ایشان برای تاریخ همیشه سرافراز ایران گرامی باد.

گفتنی است جانباز سرافراز و سردار شهید اسلام،ابوالشهید «حاج حبیب لک‌زایی»، جانشین فرمانده سپاه سلمان استان سیستان و بلوچستان، 25 مهر سال 1391، در سال‌روز شهادت امام جواد (ع) و همزمان با سومین سالگرد شهدای وحدت، پس از تحمل 24 سال و اندی رنج ناشی از جراحات و مصدومیت‌های دوران جنگ و دوری از یاران شهیدش، در حالی که بیش از 63 ترکش در بدن داشت،‌ به سوی همرزمان عرش‌نشینش پر پرواز گشود و به درجه شهادت نائل گردید.

تاریخ درج: 2 فروردین 1393 , چاپ , دیدگاه ها

دیدار سردار شهید لک زائی با آیت الله نوری همدانی در سال 84 به صورت اتفاقی در مکه  صورت گرفت.

من که در این سفر ایشون رو همراهی می کردم در جریان این دیدار قرار گرفتم.

پدرم(سردار شهید لک زائی) به حضرت آقای نوری همدانی گفته بودند که نصیحتی به ما بفرمایید که در این دنیا موجبات خیر ما رو فراهم کند؟

ایشان نیز به پدرم گفته بودند که در انجام امورات زندگیتون با علمای ربانی مشورت کنید و از آنها کمک بگیرید.

(جعفر لک زائی فرزند سردار شهید لک زائی)

تاریخ درج: 17 بهمن 1392 , چاپ , دیدگاه ها

سلام بابا !

چه جمله آرامش بخشی!

یک ساله که من از گفتن چنین کلمه ای محروم شده ام.

اما گاهی اوقات که دل تنگ پدر می شوم؛ به برادرم حاج مصطفی می اندیشم می بینم که تمام خصوصیاتی که در وجود شهید بود از جمله متانت،بزرگواری،ایمان،تقوا،صبرو... در وجود ایشان هم وجود دارد.  

مشکلی نیست،ایشان که قیم ماست،برادر بزرگم حاج مصطفی را می گویم که خداوند او را حفظ بفرماید و در همه امورات مؤفق و سربلند بدارد مثل کوه مواظبمون هست؛

مراتب تشکر خود را از ایشان مبذول می دارم.

اما این کجا و آن کجا! منظورم این است که حضور پدرم چیز دیگری بود.

امروز بازدیدی از بنیاد مهدویت و ستاد امربه معروف و نهی از منکر زاهدان داشتم.

به یاد خاطراتی که در معیّت پدرم به آنجا می رفتیم.

به یاد خاطراتی که همراه ایشان به مسافرت می رفتم من جمله سفرهای زیارتی مکه،کربلاو...

دقایقی رو در آنجا به سر بردم و ضمن اینکه دل سیر گریه کردم از زمانة نامرد پیش پدرم گلایه کردم.

شاید همه بگویند چه زود گذشت اما من نظری متفاوت؛ با دیدگاهی متفاوت دارم.

من در جایگاه فرزند کوچک سردار شهید حاج حبیب لک زائی و کسی که بیست و سه سال از عمرم رو شبانه روز به جز مأموریت هایی که ایشون می رفتند در معیت ایشون بودم وگذروندم خوشحالم و شادمان؛ از اینکه در طول مدت عمرم از وجود نعمت پدر و محبت های فراوان او بی نیاز بودم و از زبان مادرم حاجیه خانم فرخنده ریحانی همسر سردار رشید اسلام شهید حاج حبیب لک زائی بیان می کنم که عدم حضور جسمانی مردی والامقام،پدری مهربان و دلسوز،هم برای ما و هم برای ملت ما سخت گذشت.

از زحمات پدرم شهید حاج حبیب لک زائی که درود و رحمت خداوند بر او باد بخاطر اینکه او هم مثل کوه پشت ما بود تقدیر و تشکر می کنم.

از زحمات سی ساله مادرم که در شهر غربت در کنار سردار شهید(جانباز هفتاد و هفت و نیم درصد و شیمیایی) شبانه روز در کنار پدرم بودند و مراقبت و پرستاری می کردند نیز تقدیر و تشکر می کنم.

برادرم حاج مصطفی می گفت:تنها دوستان دوران کودکی هستند که رفاقتشان تا ابد باقی می ماند چرا که دوستی صادقانه دارند؛اما دوستانی که ما آدمها در دوران بزرگسالی داریم به خاطر منافع شخصی افراد است.

از بی معرفتی مردمانی بگویم که هنوز که هنوز است به صاحب اصلی عزا تسلیت نگفته اند.

(صاحب اصلی عزا مادرم بود)

به همه عزیزانی که پیام تسلیت خویش را به خانواده سردار شهید ابلاغ نمودند در وهله اول تشکر خودم را اعلام می کنم ولی در وهله دوم دست مریزاد میگم که صاحب اصلی عزا رو تنها گذاشتند و بابت این موضوع هم گلایه وجود دارد.

متأسفانه زمانه جای ارزشها را تغییر داده است.

قسم می خورم که به عنوان نماینده پدرم از خاندانمون دفاع کنم و نزارم کسی شخصیت خانوادگی ما رو خدشه دار کند.

تاریخ درج: 12 مهر 1392 , چاپ , دیدگاه ها

چه کسی همراه و همیار پدر شما بود؟

من فرزند کوچک سردار شهید حاج حبیب لک زائی هستم که خداوند این توفیق رو به من داد که بیست و سه سال از عمرم رو در معیت ایشون باشم و بگذرونم،خداوند رو بخاطر این لطف و عنایت ویژه سپاسگزارم.من بیشتر جاها رو با پدرم بودم و از محضر ایشون کمال استفاده رو بردم،ضمن اینکه لازمه این نکته رو یادآور بشوم همانطوری که بیشتر اوقات بهترین مشاور هر فردی پدر و مادر اوست؛قطعا مادر و مخصوصا پدر من بزرگترین مشاوران من در طول مدت عمرم بودند و خواهند بود.

درسته که پدربزرگم یعنی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمد اعتمادی نقش اولیه و واقعا عجیبی رو در راستای شخصیت ایشان ایفا نمودند و من هم قبول دارم که پدربزرگم نون پاک و حلالی به فرزندانشان دادند و آنها به خاطر آن نون پاک و حلال به اینجا رسیدند که فرزندانی چون پدرمن(سردار شهید حاج حبیب لک زائی)،حاج نجف،حاج شریف،حاج رضا و حاج مهدی را به اینجا برسانند و پدر من هم به همین صورت با دادن نون پاک و حلال به خانواده و فرزندانشان و تربیت بسیار خوبی که به ما دادند و میراث گران بها و بزرگی همچون ادب را به ما دادند توانستند فرزندانی همچون حاج مصطفی، خواهرم و من و... رو بااین ویژگی های برتر اخلاقی که هم شما و هم دیگران می دانند به اینجا رساندند اما یک نفر هست که همیشه در معیت پدرم بودند و ایشان را با راهنمایی های مؤثرشون به اینجا رساندند که البته در بیشتر اوقات حق ایشون ضایع شده و کسی ایشون رو آنگونه که می باید نشناخت کسی نبود جز همسر مهربان و دلسوز که بی شک نقش مهم و سازنده ای رو در مؤفقیت های ایشون داشتند.

تاریخ درج: 11 مهر 1392 , چاپ , دیدگاه ها

سردار شهید حاج حبیب لک زائی مردی از دیار سیستان،نام آشنای روز گار،در هجدهم شهریور 1342در شهرستان زابل در خانواده ای روحانی به دنیا آمد و از دوران نوجوانی تا لحظه شهادت یک نفس در تمامی عرصه های فرهنگی تلاش نمود.ایشان در تاریخ بیست و پنج مهرماه 1391، 2012/10/16 در تهران به درجه رفیع شهادت نائل شدند.

و امروز یکم مهرماه سال1392 است و اکنون 342 روز از آن حادثه بسی سخت و ناگوار هم برای ما و هم برای خیل عظیم دوست داران  او و در عین حال از آن حادثه دل خراش می گذرد.

تنها23روز تا اولین سالگرد شهادت بزرگ مرد عرصه ایثار و شهادت، سردار سرتیپ شهید حاج حبیب لک زائی مانده است.

چه سخت گذشت اما سخت تر از آن آینده ای است که باید در غیاب جسمانی آن بزرگوار طی کنیم چرا که روح او بر ما نظاره گر است.شهدا زنده هستند و در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یرزقون اند.

این یکی از سخنانی است که از لبان مبارک اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران امام خمینی (ره) به یادگار مانده است.

یادش به خیر؛ کافی است لحظه ای چشمان خویش را بسته و و به او بیاندیشیم...

پدرم روحت شاد و نام و یادت تا ابد باقی است

فرزند کوچکت

حاج جعفر

تاریخ درج: 3 مهر 1392 , چاپ , دیدگاه ها
استفاده از محتوا و مقالات وب سایت همیشه و همه جا حتی بدون منبع و کسب اجازه از ما مجاز است و هیچ منع قانونی و اخلاقی ندارد.
.
بالای صفحه
طراحی و توسعه : Lakzaei.ir