ابزار هدایت به بالای صفحه

X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
سخنان شهید: جانبازان جهاد اصغر و جهاد اکبر را در 8 سال دفاع مقدس انجام دادند | جانبازان با حضور در جبهه‌های جنگ هشت سال دفاع مقدس، جهاد اصغر و در مبارزه با نفس، جهاد اکبر را انجام دادند. | جانبازان شهیدان زنده‌ای هستند که با اطاعت از خداوند متعال و ولایت‌فقیه، در راه اسلام از مال و جانشان گذشتند. |جانبازان کسانی هستند که با نفس خود مبارزه کردند و از همه چیز خود در راه مبارزه حق علیه باطل گذشتند. |جانبازان به معنای واقعی برای تمام اقشار جامعه ما الگو و اسوه هستند چراکه در مسیر الهی قدم برداشته و به آنچه خدا راضی بوده، عمل کردند. |جوانان و مردم جامعه ما باید رشادت‌ها و ایثارگری‌ها، شجاعت‌ها و از خودگذشتگی‌های جانبازان عزیز را الگو قرار دهند تا به تکامل برسند. |جانبازان هم جهاد اصغر انجام دادند و در جبهه‌های حق علیه باطل حضور یافتند و هم جهاد اکبر یعنی مبارزه با نفس انجام دادند لذا ما باید جانبازان عزیز را که بهترین الگو بعد از شهدا و شهدای زنده هستند، به عنوان اسوه خود از آنها پیروی کنیم. |جوانان ما باید بیشتر با شهدا، زندگی‌نامه، شجاعت‌ها، شهامت‌ها، ایثارگری‌ها، اخلاص، تقوا، از خودگذشتگی شهدا و پیروی از ولایت‌فقیه و رهبری، آشنایی پیدا کنند چرا که ما در قبال خون شهدا وظیفه داریم و باید نسل جوان و نوجوان ما در این مسیر حرکت کنند. |حرکت در مسیر شهدا یعنی پیروی از دستورات الهی و حرکت در مسیر موفقیت و سلامت است. |هر انسانی دارای دو بعد الهی و مادی است، بعد الهی اطاعت از خدای متعال است که اگر انسانی به این بعد توجه نکند، پیرو شیطان است و درمان این بیماری استفاده از رهنمودهای صالحین و علما که در راس آنها ولایت‌فقیه است، بوده و بعد مادی که همانا اعضا و جوارح انسان هست که سلامت آن با ورزش‌کردن حاصل می‌شود. |جوانان ما باید به سلامت جسم و روح‌شان توجه کنند زیرا بدن و روح سالم، انسان را برای رشد و تعالی در مسیر الهی آماده می‌کند|خداحافظ فرمانده! خداحافظ برادر خستگی ناپذیر و مرد روزهای سخت انقلاب. |تو به یقین خستگی را خسته کردی! تو رفتی و یاد تو و آن کلام دلنشینت مرهمیست بر داغ دلمان و سندیست برای ما که همواره برای ولایت باید سوخت تا ولایت تنها نماند.خدایا چنان کن سرانجام کار تو خوشنود باشی و ما رستگار. |

هاردانسان دربدوخالیست و منتظر اطلاعاتی است که از طریق ورودی های حواس ظاهری و باطنی دریافت می کند.

البته این هارد، خالی خالی هم نیست، در درایو «دل‌» برنامه راه اندازی وجود دارد که انسان را به خوبی ها می‌خواند و از بدی ها می‌راند.این برنامه به صورت پیش فرض وجود دارد که البته پذیرش آن اجباری نیست و انسان با استفاده از نرم افزار جانبی اختیار و اراده و سخت افزار بدن می‌ تواند این پیش فرض را تغییر دهد.

بعضی از ساده اندیشان، به دلیل اسم نرم افزار و محسوس نبودنش، آن را انکار می‌کنند و فقط وجود سخت افزار را می‌پذیرند. اما بر خلاف تصور این افراد و بر خلاف اسم نرم افزار، نرم افزار نه تنها وجود دارد، بلکه اساس کار رایانه را تشکیل می‌دهد. برخی همین اشتباه را در مورد روان انسان کرده اند.

بعد از ارائه برنامه جدید، سخت افزار بدن نیز تابع همین برنامه خواهد شد.در افرادی که نرم افزار اختیار و اراده خوب کار نمی‌کند، نرم افزارهایی مانند وراثت و محیط به انسان برنامه می‌دهند.
با ورود انسان به شبکه ارتباطات اجتماعی، ویروس هایی وارد هارد انسان می‌شود که ممکن است هر لحظه برنامه ذخیره شده و سیستم انسان را مختل کند. بعضی ها به بهانه دنیای باز اطلاعات، انتظار دارند انسانها «بسته‌های غیر فرهنگی‌» آنها را بدون باز کردن و ویروس یابی، دربست بپذیرند.
آنتی ویروس «عبادت‌» محصول شرکت «معرفت‌» برای مقابله با چنین ویروسهایی ساخته شده است.
برای به روز شدن برنامه «سعادت‌» و آنتی ویروس «عبادت»، انسان باید دائماً با شرکت سازنده خود در ارتباط باشد. شماره شبکه، 24434 است که شبانه روز فعّال است.مواظب باشید، شماره را اشتباه نگیرید، چون به سایت دیگری متصل می‌شوید.
چنانچه در لوح وجودتان با اشتباهی تایپی برخورد کردید، می‌توانید آن را با کلید «
Toubeh‌» Delete کنید.
برای چک کردن خود، می‌توانید نسخه وجودتان را با نسخه اورژینال
Quran (قرآن) مقایسه کنید و با انطباق این دو، از سلامت کامل نسخه در اختیار اطمینان حاصل کنید.
«هارد‌» انسان، «سخت‌» نیست و شکل آن تغییرپذیر است.

به همین دلیل بهتر است نام آن را «روان‌» بگذاریم.
شکل روان انسان، دقیقاً شکل «علم و عمل‌» اوست.برای تغییر شکل آن، چشمها را باید شست، جور دیگر دید و به گونه‌ای دیگر رفتار کرد. جای تعجب است که بعضی انسانها، ترجیح می‌دهند به روان خود شکل غیر انسانی دهند.
برای پی بردن به داستان شکل گیری روان خود، می‌توانید از History (تاریخ) استفاده کنید؛ چرا که همه رفتار شما، بدون آنکه خود خواسته یا متوجه شده باشید، در این قسمت یادداشت شده است. اگر از بخشی از این داستان ناراحت اید، روی آن کلیک و سپس Delete
کنید.
به دلیل ثبت اطلاعات وجود ما بر روی «روان»، بعضی ها نام روان را «کتاب‌» گذاشته اند. همین عده، از روی نسخه اصل کتاب ما،
Copy
تهیه می‌کنند و برای ما پرونده تشکیل می‌دهند.
بعضی از اطلاعات ما، به صورت
Hidden
در درایو «ضمیر ناخودآگاه‌» مخفی شده است. این درایو گاهی آنچنان مخفی است که دسترسی به آن حتی برای خود ما هم بسیار مشکل است و فقط شرکت سازنده به آن دسترسی دارد.
ظرفیت هارد ما محدود نیست. هر چه اطلاعات بیشتری روی آن ریخته شود، ظرفیت آن افزایش پیدا می‌کندو اگر اطلاعاتی روی آن نریزیم، رفته رفته ظرفیت آن کاهش می‌یابد.
برای بهره برداری دائمی از اطلاعات ذخیره شده، باید دائماً کابل خود را به برق متصل داشته باشید. برای پیشگیری از بروز هر گونه آسیب جدی و از بین رفتن اطلاعات وارد شده، در اثر قطع برق به دلیل فرسودگی کابل ما
UPS «توسل‌» را دائماً روشن نگه دارید.در غیر این صورت، ممکن است با فاجعه تخلیه کامل اطلاعات رو به رو شوید.
برای استفاده کامل و سریع و آسان از اطلاعات خود، با پارتیش بندی صحیح، اطلاعات خود را دسته بندی کنید.
وجود فضاهای خالی در بین اطلاعات ذخیره شده شما، حجم اشغال شده حافظه را بی جهت افزایش می‌دهد و شما را در تعیین حجم واقعی اطلاعات، به اشتباه می‌اندازد.به همین دلیل، هر چند وقت یک بار
Defrag
کردن درایوها ضروری است.
بعد از هر عمل اشتباهی، فوراً از کلید
Undo
استفاده کنید تا به حالت قبل باز گردید. در غیر این صورت، اشتباهات بعدی پشت سر هم رخ خواهد داد.
برخی از ساده اندیشان، به دلیل اسم نرم افزار و محسوس نبودنش، آن را انکار می‌کنند و فقط وجود سخت افزار را می‌پذیرند. اما بر خلاف تصور این افراد و بر خلاف اسم نرم افزار، نرم افزار نه تنها وجود دارد، بلکه اساس کار رایانه را تشکیل می‌دهد. برخی همین اشتباه را در مورد روان انسان کرده اند.
سخت افزار ما بر خلاف عنوانش، بسیار آسیب پذیر و از بین رفتنی است و نرم افزار ما بر عکس اسمش، بسیار سخت و ماندنی است.

در این دنیای شلوغ اطلاعات و رایانه بازی، هر وقت رایانه شما قفل کرد، با فشردن سه کلید «معرفت، معنویت و استقامت‌» مجدداً سیستم خود را راه اندازی کنید.
بعضی ها برای قیمتی شدن سیستم خود، سعی می‌کنند
Case خود را با روکش طلا، صفحه کلید را با روکش نقره، و شیشه مانیتور را با زمرّد تزیین کنند، غافل از آنکه ارزش هر سیستمی به قدرت پردازش CPU و اطلاعات موجود در هارد آن است. متأسفانه این عده پس از استهلاک سخت افزارشان، متوجه می‌شوند که اطلاعات قابل توجهی روی هارد خود ذخیره نکرده اند و دیگر کاری هم از دستشان ساخته نیست.
در اثر حادثه‌ای به نام مرگ، سخت افزار شما آهسته، آهسته، از بین رفته، به مواد و اشیاء دیگری تبدیل می‌شود. اما نگران نباشید! هارد شما سالم می‌ماند و کلیه اطلاعات شما دست نخورده باقی خواهد ماند.
لوح فشرده روان ما با«صور اسرافیل‌»بازمی‌شود وتمام محتوای آن به صورت سخت افزاری نمایان می‌شود.خوش به حال کسانی که تصاویری ازرنگین کمان،گلهای رنگارنگ،آواز هزاره وعطر یاس ومریم به روی روان خودذخیره کرده اند.

تاریخ درج: 30 مرداد 1393 , چاپ , دیدگاه ها
مقدمه:

ادامه راه شهیدان، رسالت حساس و خطیر و سرنوشت سازی است که امروز برعهده ما و تمامی کسانی است که دل در گرو و پایندگی و سرافرازی این آب و خاک دارند. همگی ما به شکرانه امنیت و رفاه و استقلالی که اکنون از آن برخورداریم، وظیفه شرعی و ملی و وجدانی داریم تا ادامه دهنده راه شهیدان باشیم.
ما هر چه داریم به برکت خون شهدای عزیزمان به دست آورده ایم. پیشرفت های خیره کننده و شگفت انگیز جمهوری اسلامی در حال حاضر مرهون جانبازی ها و مجاهدت های رزمندگان اسلام و شهدای راه خداست.
پیشرفت های جمهوری اسلامی در عرصه سلولهای بنیادین، فعالیتهای صلح آمیز هسته ای، نانو تکنولوژی، ساخت تسلیحات نظامی، . . . زبانزد جهانیان است؛ پیشرفت های ما در برخی از عرصه ها بی نظیر و در برخی دیگر بی نظیر است و ما را جزء هشت کشور یا ده کشور نخست جهان قرار می دهد. ناگفته پیداست که همگی این موفقیت ها و افتخارات بر بستر ثبات امنیتی حاصل آمده اند که ارمغان خون پاک شهدا و مجاهدت سربازان و ایثارگران وطن اسلامی است.
ایفای نقش موثر در مناسبات سیاسی و منطقه ای و فرامنطقه ای و به دست آوردن جایگاه ممتاز در معادلات بین المللی و در عرصه سیاست جهانی، از جمله دیگر دستآوردهای خون شهدا محسوب می گردد.
همگی ما باید راه شهدا –که راه دین و سربازی برای انقلاب و تقویت نظام اسلامی است- به جد و تمام قوا دنبال کنیم و همواره در مسیر تحقق این توصیه جاودانه و ابدی بنیان گذار نظام مان "خمینی کبیر" گام برداریم که:
"من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست
نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند"
شهیدان یکی از عظیم ترین پشتوانه های پیشرفت و اقتدار جمهوری اسلامی محسوب می گردند و بدون شک تداوم پیشرفت ها و افتخارات نظام و انقلاب در پرتو ادامه راه شهیدان، با قوت و قدرت هرچه تمام تر، میسر خواهد گردید. از سوی دیگر برای گام برداشتن در هر مسیری و برای همت و تلاش در هر عرصه ای نیاز به معیار و شاخص است. در جمهوری اسلامی ایران ، مهمترین معیارها و شاخصها عبارتند از:معارف قرآن و تعالیم معصومین(علیهم السلام) و رهنمودهای ولی فقیه. بنابراین در نظام جمهوری اسلامی، مواضع و دیدگاههای ولایت فقیه، که در قالب رهنمودها تجلی یافته اند از جمله مهمترین شاخصها به شمار می آیند که عمل به آنها در هر عرصه و زمینه ای، انقلاب و نظام اسلامی را از آسیب و صدمه مصونیت می بخشد.
فصل اول :
ویژگی شهدا در اقتدا به آنان

شهادت یکی از مفاهیمی است که فقط در ادیان معنی می دهد. هرچند در همه ملت ها و کشورها، اگر کسی در راه هدفهای ملی کشته شود، به او شهید می گویند.
شهید یعنی انسانی که در راه آرمانهای معنوی کشته شود و جان خود را که سرمایه اصلی هر انسانی است برای هدف و مقصدی الهی صرف می کند و خدای متعال هم در پاسخ به این ایثار و گذشت بزرگ، حضور و یاد و فکر او را ملت خود تداوم دهد و آرمان او زنده می ماند. این خاصیت کشته شدن در راه خداست.
کسانی که در راه خدا کشته می شوند، زنده اند.
جسم آن ها زنده نیست، اما وجود حقیقی آن ها زنده اند.

اعتقاد و عمل در راه آن اعتقاد
به فضل همین شهادت ها و به برکت خون شهدا، ملت ها، ملت سربلند و آبرومندی است و ملت ها آبرو و عزت را اینگونه باید پیدا کنند.
باید هر ملتی خود را قوی کند و قدرت حقیقی خویش را پیدا کند و این جز به برکت اعتقاد و عمل در راه آن اعتقاد تا سرحد مجاهدت و شهادت امکان پذیر نیست، این کاری است که شهدای ما انجام دادند و اینان استکبار و دولتهای متکبررانه انسانها و ملت ها چون آنها با ما همراهند وادار پذیرش و تحمل اسلام و جمهوری اسلامی کردند.
حراست از انقلاب و نظام و مقابله با خطرات و تهدیدات انقلاب
همین شهدا به فرمان امام محبوبشان، صف های پولادین و استوار خود را در برابر سهمگین ترین خطراتی که انقلاب را تهدید می کرد، آراستند و انقلاب و نظام اسلامی را به اذن خدا حراست کردند.
خودسازی و از خودگذشتگی
از خودگذشتگی از همین احساسی که در ذهن من و شماست، شروع می شود تا به آنجایی می رسد که انسان در میدان جنگ بتواند از جان خود هم بگذرد.
قدم اول، گذشتن از یک چیز کمتر از جان، از یک چیز کوچک، از یک نام، از یک نشان، از یک احترام، از یک ارزش مادی، از یک خانه خوب، از یک ماشین، از یک پول. اگر می توانستیم از اینها بگذریم، از جان هم راحت می توانیم بگذریم.


این طور نیست که کسی دربند غرایز خود که انسان را مثل پرکاه از این طرف و آن طرف می کشاند، اسیر باشد، بعد با خودش فکر می کند و می گوید ما حاضریم جانمان را در راه خدا بدهیم، این طور نیست، خیال می کنیم.
ممکن است در خیابان راه رویم، حادثه ای پیش آید یا ماشین به ما بزند یا بمبی جلوی پای ما منفجر شود، اسمش هم در عرف معمولی شهید خواهد بود، اگر این کار، بوسیله دشمن انجام شود، اما غیر از آن فداکاری است.
این شهید با آن شهیدی که از جوانی گذشت و زندگی و آب سرد تابستان و گرمای زمستان می گذرد و زیر برف های شمال و گرمای جنوب، زمستان و تابستان را می گذرانید و به استقبال مرگ که در هر قدمی، زیر پا و سر راه او کمین کرده بود، می رفت و بالاخره هم به شهادت می رسد، خیلی تفاوت دارد.
آن فداکاری چیزی جز تمرین و نگه داری را احتیاج ندارد.
این هم نکته دیگر که جوانان باید بدانند.
گذشتن از لذت ها و هدف ها برای رسیدن به قرب الهی
عاشقانه هستی خود را نثار کردند تا هستی امت اسلامی، استقرار و قوام بگیرد و از لذت ها و هوس های زندگی چشم پوشیدند تا چشمشان به جمال محبوب ازلی روشن شود و در راه شهادت گام نهادند تا راه خدا و سعادت خلق، همواره باز و روی مردم گشوده بماند.

رو به خدا آوردن و دل را تطهیرکردن
همه این دنیا، همه این ثروتها، همه این انرژی هایی که خدای متعال در وجود شما در این عالم به ودیعه گذاشته است، همه آنچه خدا برای بشر خواسته است – حکمت عادلانه، زندگی مرفه، چه و چه و چه – برای این است که انسان فرصت پیدا کند تا خود را برای نئشه آن عالم آماده نماید. خود را آماده کنید، با خدا انس بگیرید، با خدا مناجات کنید، ذکر بگویید و استغفار کنید. آن وقت انسانهایی که اینطور رو به خدا می آورند و دل را تطهیر می کنند و از گناه رو برمی گردانند و تصمیم بر عمل خیر می گیرندموجودات عظیمی هستند که در رویارویی با مشکلات این عالم، می توانند مقابله کنند. یک نمونه اش، امام بزرگوار ماست؛ نمونه های دیگرش، مومنین جامعه خود ما هستند، این جوانان مومن و نستوه، این زنان و مردان، آنهایی که شهید شدند، آنهایی که جانباز شدند، آنهایی که در زندانهای سخت دوران اسارت را تحمل کردند، آنهایی که فراق عزیزان را تحمل کردند و . . . موجودات عظیمی هستند که در رویاریی با مشکلات عالم می توانند مقابله کنند.
پیام شهیدان
نادیده گرفتن خود در برابر اهداف الهی و ایستادگی در برابر دشمنان
آنچه مربوط به ذات مقدس پروردگار است، گذشت است. شهید در برابر خدا، گذشت و ایثار کرد.
ایثار یعنی ندیدن و به حساب نیاوردن خود، این اولین موضع گیری شهید است.
اگر او خود را به حساب می آورد و در معرض نابودی و خطر قرار نمی داد، به این مقام نمی رسید.
پیام آنها این بود که همواره خود را و وجودتان را برای خدا قرار داده و خدا را از خود راضی نگه دارید.
خود را در برابر اهداف الهی نادیده بگیرید.
هر جایی گروهی از انسان های مومن این کار را کردند، کلمه خدا پیروز شد.
هر جا که بندگان مومن خدا پایشان لرزید، بدون برو برگرد، کلمه باطل پیروز شد.
در انقلاب بندگان مومن خدا که ایثار و گذشت کردند، انقلاب پیروز شد. کاری که هیچ تحلیل گویی پیش بینی نمی کرد که بشود، یعنی اقامه حکومت اسلام، حکومت دین، آن هم در این  نقطه عالم.
چه کسی فکر می کرد، چه کسی باور می کرد؟
اما به برکت این حرکت شهیدان و مومنان و ایثارگران این کار انجام شد، چون جمع برگزیده قابل توجهی از مومنان-نمی گویم همه- خود را نادیده گرفتند.
مثل دوران امام حسین(علیه السلام) بزرگان و و خواص و مومنان شانه خالی کردند و ترسیدند و عقب رفتند، کلمه باطل پیروز شد، حکومت یزید سرکار آمد، حکومت بنی امیه 90 سال سرکار آمد، حکومت بنی عباس 5 – 6 قرن سرکار آمد و ماند.
به خاطر اینکه این گذشت انجام نشد، مردم چه کشیدند، جوامع اسلامی چه کشیدند، مومنین هم همینطور.
پیام شهیدان این بود: تسلیم وسوسه غنیمت نشوید. پیام آنهابه من و شما و همه کسانی که به این خونهای ناحق ریخته مطهر احترام می گذارند، همین است.
پیام دوم: در مقابل دشمن خدا است.
یعنی استقامت، ایثارمطلق. از دشمن نترسیدن، از دشمن حساب نبردن، در برابر دشمن به انفعال دچار نشدن، این خیلی مهم است که انسان در برابر دشمن، دچار انفعال نشود.
امروز از لحاظ فرهنگی و سیاسی، بیشترین تکیه آنها این است که، راجع به قضیه زن جنجال درست کنند، راجع به حقوق بشر جنجال درست کنند، راجع به دموکراسی جنجال درست کنند، راجع به نهضت آزادی بخش جنجال درست کنند، برای اینکه طرف مقابل را دچار انفعال کنند.
بزرگترین اشتباه این است ما در این قضایایی که آنها جنجال درست می کنند، طوری حرف بزنیم که بخواهید آنها را راضی کنیم، این همان انفعال است.
اخلاص در انجام وظیفه و دنبال نان و نشان نبودن
"این شهدای بزرگ ما، همین شهدای عزیز، همین شهدای نام آور، برادران زین الدین – که مادر گرامی شان صحبت کردند – و بقیه سرداران شهید، آن روزی که اینها قدم در میدان گذاشتند، به این نیت نبودند که یک روز نام آنها پشت بلندگوهای عظیم این کشور و این دنیا برده شود؛ نه. مثل یک انسان معمولی به جبهه رفتند، برای اینکه وظیفه خودشان را انجام بدهند. هر جا هم که احساس کردند که آن جا وظیفه است، به آن جا رفتند؛ این اخلاص است"
نثارکردن برترین و محبوب ترین سرمایه دنیوی خود در راه خدا
شهادت به این معناست که یک انسان برترین و محبوب ترین سرمایه دنیوی خویش را نثار آرمانی می کند که معتقد است زنده ماندن و باورشدن آن، به سود بشریت است و این یکی از زیباترین ارزشهای انسانی است و آنگاه که آرمان مطلوب او الهی و آرزوی همه پیامبران خداست، این ارزش درصدد همه نیکی های بشری قرار و در هیچ ترازوی مادی نمی گنجد.
ایمان و معنویت
روز سوم خرداد، همان ساعت اولی که رزمندگان، خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم صیادشیرازی به من تلفن کرد- بنده آن وقت ریس جمهور بودم – و گزارش اوضاع جبهه را می داد، می گفت: هالن هزاران سرباز و افسر عراقی صف بسته اند، برای اینکه بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر کنیم، قدرت معنوی یک ملت این است.
فقط یک خرمشهر نیست، خرمشهر یک نماد است. کربلای 5 هم همین طور بود، والفجر 8 هم همینطور، فتوحات فراوان دیگر ما هم همینطور بود.
اقتدار معنوی ایران
«اگر ما در زمینه های سیاسی ، اجتماعی، اقتصادی، آبادی کشور، عزت ملت هر پیشرفتی در طول این 27 سال کردیم، مرهون فداکاری آن کسانی است که در بحرانی ترین روزها و سخت ترین آزمون ها سینه های شان را سپر کردند و رفتند در مقابل خطر ایستادند؛ هوشیارانه و صبورانه مقاومت کردند و جنگیدند»
عملیات خیبر، بدر و 8 سال دفاع مقدس. ناکامی و شکست هم داشتیم و شهید هم دادیم، میدان مبارزه است، به برکت ایمان شهیدان ما و شما پدران و مادران که شماهم پشت سر شهدا قرار دارید.
فصل دوم :
تجلیل از خانواده های شهدا

ایمان است که به خانواده های شهدا، صبر  وقوت و استقامت می دهد.
مادران شهدا از لحاظ قوت و قدرت حقیقتأ بی نظیرند.
ایمان بود که مردم ما را در انقلاب پیروز کرد. ملت ما در جنگ به پیروزی های درخشان رساند. اسلام و قرآن را در دنیا سربلند کرد و جمهوری اسلامی را به این عزت و عظمت رساند. این ایمان را قدر بدانید، این آن چیزی است که هیچ سلاحی در برابر آن کارگر نیست.
هویت و بیداری و عزت نفس و آگاهی نسبت به اسلام
فداکاری و ایستادگی در راه اسلام و انقلاب
در کمتر خانواده شهید است که روحیه مادر از پدر بالاتر نباشد.
این یک چیز فوق العاده است، این نقش زنان مومن را در انقلاب نشان می دهد، زنانی که برای پیروزی انقلاب و پیشرفت مقاصد انقلاب ایستادند و همه چیز را برای اهداف و آرمان های اسلامی خود فدا کردند.
تحمل دشواریهای جنگ
"اگر خانواده های شهدا – مادران و همسران – صبر نمی کردند، جنگ دچار مشکلات بسیار بزرگی می شد. در آن مقطع، نقش زنان، بسیار برجسته بود. انقلاب و جنگ، زنان ما را در جامعه از آگاهی و رشد سیاسی برخوردار کرد. زن وقتی باسواد باشد و از آگاهی سیاسی برخوردار شود، کسی نمی تواند به آسانی به او زور بگوید و حقش را پایمال کند. اینه غنیمت هایی بود که در انقلاب برای زنان پیش آمد"
افتخار کردن به خون شهدا
خانواده های شهدا صبر می کنند، شکایت نمیکنند، اینها را پای خدا محاسبه می کنند، این خون را مایه افتخار خودشان می دانند، با صبر و شکر، خودشان گردونه مجاهدت را بین بقیه مردم ادامه می دهند، مایه تشویق دیگران به جهاد می شوند، با بیان حکایت کنند، از استواری آنها مایه آبروی یک ملت.
دنباله روی از حضرت زهرا(سلام الله علیها)
"بدانید امروز در هیچ جای دنیا زنانی که مثل این مادران شهدای ما، مادر دو شهید، مادر سه شهید، مادر چهار شهید، باشند، نیست. در جامعه ما، مادرانی با این خصوصیات – که از پدرها بهتر و قوی تر و آگاهانه تر ایستادند – در این میدان بسیارند. این همان تربیت اسلامی است؛ این همان دامان پاک و مطهر و نورانی فاطمه زهرا(سلام الله علیها) است. شما دختران فاطمه هستید؛ فرزندان فاطمه زهرا هستید؛ دنباله روان فاطمه زهرا هستید"

صبر در فقدان عزیز و تحمل سختی ها
«در قرآن یکی از کم نظیرترین تعبیرات، این تعبیر است. صلوات و رحمت خدا بر صابران که مصیبت و حادثه گزنده را تحمل می کنند و با روی باز با آن مواجه می شوند. مادری دسته گل عزیز خود را در طول سالیان دراز بزرگ کرده و به برگ و بار رسانده؛ پدری که آرزوی جوانی را در طول سالیان دشوار تربیت همواره در دل پرورانده، ناگهان خبر می شود که این جوان در جبهه جنگ به شهادت رسید؛ صبر می کند. خبرشهادت به همسر محبوب او می رسد؛ یار دورانهای تلخ وشیرین زندگی و دل پیوندخورده با دل این زن، خیلی اینها سخت است، خیلی سخت است؛ اما مردم با بازترین چهره و شیرین ترین برخورد، این سختیها را تحمل کردند0
حفظ حرمت خون شهیدان با صبر و گذشت و فداکاری
ارزش آن مادران و پدران و همسران شهدا، فرزندان و بازماندگان که حرمت خون شهید خود را حفظ کردند. خودشان با صبر و گذشتشان، مظهر دیگری شوند از فداکاری در پیشبرد اهداف این انقلاب این است که یکی از موثرترین و نقش آفرین ترین عناصر کشورند.
عزت و افتخار نسبت به شهیدان
همان طور که عمه ما، زینب کبری(سلام الله علیها) فرمود: جز زیبایی ندیدم، حادثه کربلا چیز کوچکی است؟
این چشم خدابین از این حادثه، از این خو نهای ریخته شده، از این مصیبت سنگین، یک حقیقت زیبا مشاهده می کند. "ما رایت الا جمیلا".
اینهاست که به یک ملت اقتدار می دهد، اعتماد به نفس را در یک ملت به وجود می آورد، تهدیدهای قدرتهای مادی دنیا و دولتهای متجاوز و مستکبر دنیا دل آنها را نمی لرزاند.
فصل سوم :
الگو قرار دادن و ادامه راه شهیدان

اساسأ همت اربعین در آن است که در این روز، با تدبیر الهی خاندان پیامبر(ص) با نهضت حسینی برای همیشه جاودانه شد و این کار پایه گذاری شد. اگر بازماندگان شهدا و صاحبان اصلی، در حوادث گوناگون، از قبیل شهادت حسین بن علی(علیه السلام) در عاشورا، به حفظ یاد و آثار شهادت کمر نبندند، نسلهای بعد، از دستاورد شهادت استفاده زیادی نخواهند برد.
چرا امام صادق(علیه السلام) فرمودند: که هر کس یک بیت شعر درباره حادثه عاشورا بگوید و کسانی که با آن بیت بگریاند، خداوند بهشت را بر او واجب می نماید؟
چون نام دستگاه های تبلیغات، برای منزوی کردن و در ظلمت نگهداشتن مسئله عاشورا و کلأ اهل بیت، تجهیز شده بودند تا نگذارند مردم بفهمند چه شد و قضیه چه بود.
تبلیغ این گونه است. آن روزها هم مثل امروز، قدرت های ظالم و ستمگر، حداکثر استفاده از تبلیغات دروغ  و مغرضانه و شیطنت آمیزی می کردند.
از چنین فضایی، مگر ممکن بود قضیه عاشورا که با این عظمت در بیابانی، در گوشه ای از دنیای اسلام اتفاق افتاده با این تپش و نشاط باقی بماند؟
یقیننأ بدون آن تلاشها از بین می رفت.
آنچه این یاد را زنده کرد، تلاش بازماندگان حسین بن علی(علیه السلام)بود. به همان اندازه که مجاهدت حسیبن بن علی(علیه السلام) و یارانش به عنوان صاحبان پرچم، با موانع برخورد داشت و سخت بود، به همان اندازه مجاهدت زینب(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السلام) و بقیه بزرگواران، دشوار بود. البته صحنه آنها، صحنه نظامی نبود، بلکه تبلیغی و فرهنگی بود.
درسی که اربعین به ما می دهد این است که باید، یاد حقیقت و خاطره شهدا را در برابر طوفان تبلیغات دشمن زنده نگهداشت.
از اول انقلاب تا به امروز، تبلیغات علیه انقلاب، امام و اسلام و این ملت چقدر پرحجم بود. چه تبلیغات و طوفانی که علیه جنگ به راه نیافتاد.
جنگی که دفاع و حراست از اسلام و میهن پرستی و شرف مردم بود.
دشمنان علیه شهدای عزیزی که جانشان یعنی بزرگترین سرمایه شان را برداشتند و رفتند در راه خدا ایثار کردند، چه کردند با انواع تبلیغات، در ذهن آدم های ساده لوح، در همه جای دنیا چه تلقینی توانستند بکنند.
همین چیزها بود که امام عزیز را برمی آشفت و وادار می کرد که به آن فریاد ملکوتی، حقایق را با صراحت بیان کند.
اگر در برابر این تبلیغات، تبلیغات حق نبود و نباشد و اگر آگاهی ملت ایران و گویندگان و نویسندگان و هنرمندان، در خدمت حقیقتی که در این کشور وجود دارد، قرار نمی گرفت، دشمن در میدان تبلیغات غالب خواهد شد.
پاسداری از خون شهیدان با اسلامی تر کردن مملکت و تسلیم نشدن در برابر دشمنان
پاسداری از خون شهیدان و احترام به زحمات ده ساله ملت بزرگ ما در آن است که روز به روز حرکت ما در  راه اسلام سریع تر و صحیح تر گردد و جامعه ما و مردم ما و همه دستگاه های ما، در اعمال و رفتار، تکریم شهیدان به آن است که این ملت هرگز در برابر سلطه گران مستکبر سرخم نکند و به وسوسه دشمنان عظیم اسلام تسلیم نگردد.
حفظ جهت گیری انقلابی و اسلامی شهدا در تمامی امور و عرصه ها
"آنچه برای ما اهمیت دارد، این است که در دانشگاه و محیط های تحصیلی و همچنین در همه فضای کشور، جهت گیری، همان جهت گیری باشد که شهدای فداکار و شجاع و ایثارگر ما در آن مسیر رفتند و با شور و شوق جان دادند. هر کس در هر قسمتی، در هر سطحی و هر جا از این کشورست، باید بشدت پرهیز کند از این که کاری بشود برخلاف جهت گیری انقلابی و اسلامی یی که شهدای ما در آن جهت حرکت کردند. دانشگاه هم بایستس در این جهت باشد، مراکز اداره کشور در سطوح مختلف هم بایستی در این جهت باشند"
حفظ راه شهدا و پاسداری از خون شهدا، وظیفه ای همگانی
"آنچه که مهم است، حفظ راه شهداست؛ یعنی پاسداری از خون شهدا. این، وظیفه اول ماست؛ در قبال شهدا، همه موظفیم. نه اینکه بعضی وظیفه دارند و بعضی ندارند. البته کسانی که مسئولیتی دارند و شانه های آنها زیر بار مسئولیتهای بزرگ یا کوچک قرار گرفته است، وظیفه بیشتری دارند"
زنده نگه داشتن خون شهدا به پیروی از معصومین(علیهم السلام)
«گاهی رنج و زحمت نگهداشتن خون شهید، از خون شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجاد (علیه السلام) و رنج چندین ساله حضرت زینب(سلام الله علیها) از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمه(علیهم السلام) تا دوران غیبت، این رنج را متحمل شدند. امروز ما چنین وظیفه ای داریم.
جلوگیری از خارج شدن یاد شهیدان از ذهن ها
"یاد شهیدان نباید در جامعه ما از ذهنیت ها خارج شود. شهیدان را باید زنده نگه داشت. یاد شهیدان را باید گرامی بدارید و زنده نگه دارید؛ در همه استانهای کشور این معنا وجود دارد.
مسئولان هم بایستی این کار را بکنند؛ مسئولان بنیاد شهید هم موظفند؛ مسئولان دیگر دستگاههای دولتی و عمومی هم وظیفه دارن. خود خانواده ها هم در محیط هایی که شعاع نفوذ و سلطه آنهاست، این کار را انجام بدهند. از نام شهید و از افتخار به شهید هرگز غفلت نکنید.
تبلیغات عنادآمیز دشمنان سعی کرده اند که ارزش های شهید را به تدریج کم کنند و در مواردی به ضدارزش تبدیل کنند.
این در کشور ما اتفاق افتاد، این سعی انجام گرفت، البته خنثی شد. اما عده ای آن قدر وقاحت ورزیدند که نام شهدا و اصل شهادت را زیر سوال بردند. ببینید توطئه های دشمن تا کجا از لحاظ فرهنگی و سیاسی نفوذ کردند و می کنند و چقدر من و شما باید هوشیار باشیم که جلو این توطئه ها را بگیریم.
معیار اسلامی "شهید" را از زمره مردم معمولی بیرون می برد و در کنار اولیاء و صدیقین قرار می دهد، آن یک نگاه والایی است که به عقل ما درست نمی گنجد حتی با نگاه مادی معمولی، شهید آن کسی است که جان خود را برای نجات شرف و استقلال ملتش فدا کرده، هیچ وجدان و شرفی، هیچ دل بیدار و غیربیماری، می تواند این را انکار کند؟ در کشور ما، در ایران اسلامی در یک برهه ای از زمان سعی کردند این را انکار کنند!

فصل چهارم :

عمل به وصیت نامه شهیدان

1.مطالعه و درس گرفتن از وصیت نامه شهدا
2.تعمیم دادن انقلاب معنوی شهدا در روحیه خود
3.دنبال کردن شهدا که در وصیت نامه های تجلی یافته
4.تلاش در جهت مطالعه وصیت نامه های شهدا و استخراج اهداف و آرمانهای شهدا از وصیت نامه های آنان
خصوصیات برجسته ای که مقام معظم رهبری در شهیدان خاص مورد توجه قرار داده اند عبارتند از:
1-حفظ و تقویت روحیه شهادت طلبی
2-وفاداری به اسلام و انقلاب
3-دلسوز و مردمی بودن
4-پایبندی به آرمانهای انقلاب
5-تلاش در جهت کسب توفیق الهی
6-صادقانه وارد میدان مسئولیت شدن
7-ترویج اسلام ناب
8-مقابله با هجوم افکار و فرهنگهای غلط و انحرافی
9-دفاع از حق
10- هدایت ذهن ها با بیان
11-  ایستادگی در مقابل التقاط و نفاق
12- ایستادن در برابر تهاجم فرهنگ بیگانه
13-  کارکردن با عشق و ایمان
14-دفاع از حقیقت و دفاع از اسلام بدون رودربایستی و ملاحظه و بیم و هراس
15- معرضه و مقابله با دشمنی هایی که در عرصه فکر و اندیشه، علیه السلام مطرح می شود.
16- ترویج تفکر اسلامی روشن و ناب و بی شائبه
17- جراًت و اعتماد به نفس در عرصه مقابله با افکار انحرافی وارداتی
18- معرفی اسلام و مقابله با کج اندیشی و انحراف با روشهای متقن و به دور از تحجر و التقاط
19- مقابله با تفکرات واردات شرقی و غربی، با قوت فکری و اندیشه صائب
20- اهل کارهای بزرگ بودن
21- اهل ابتکار بودن
22- اهل دوراندیشی بودن
23- اصول گرایی و پایبندی به اصول و مبانی
24- جان بر کف بودن و آماده شهادت بودن در راه هدف
25- جدیت در کار
26- عمل کردن براساس اعتقادات
27- منطقی بودن
28- ملاحظه نکردن بر سر اصول
29- ایستادگی از سر اعتقاد
30- وفداری به آرمانهای بلند الهی
31- فداکاری و رشادت و از خودگذشتگی و ایثار
32- جان نثاری در راه خدا
33- وارستگی از مظاهر مادی در راه خدا
34- خداجویی و برای خدا کارکردن
35- تلاش در جهت تعمیق نگاه سیاسی و فهم سیاسی
36- بصیرت در شرایط فتنه
37- دلبستگی نداشتن به مناصب و مقامات مادی
38- پیروی از ولایت فقیه با تمام قوا و امکانات
39- حضور همیشگی در صحنه های سرنوشت
40- اهمیت ندادن به دنیا و مقام
41- با انصاف و بی رودربایستی بودن
42- شجاع بودن  وسرسخت بودن و سختکوش بودن در برابر دشمن
43- پیوند بین سنت و مدرنیته
44- پیوند بین ایمان و علم
45- پیوند بین عشق و عقل
46- الگوی جوانان داخل و خارج
47- ایستادگی و مقاومت
48- معامله با خدا در عمل
49- مقاومت جانانه
50- ایمان و اعتقاد عمیق
51- رفتار مهربانانه
52- جانفشانی
53- رساندن پیام محبت انقلاب
54- مطلع و آگاه بر امور
55- حضور در سپاه با آثار و برکات زیاد
56- کوشش ومجاهدت در راه خدا
57- ایمان و آگاهی
58- اخلاص و عشق بی نهایت به اسلام
59- دانش و تسلط بر فنون
60- خوی اسلامی و منش متناسب با اسلام
61- انجام کارهای عالمانه و دلسوزانه

مقام معظم رهبری :
این وظیفه ما و شماست. نام شهیدان سرافراز را زنده کنیم؛ آن کسانی که عزیزترین و گرانقیمت ترین سرمایه خود را ایثار کردند.
27/1/1376

 

تاریخ درج: 10 فروردین 1393 , چاپ , دیدگاه ها

ایجاد کردن و سپس توسعه یک فرهنگ در میان یک جامعه، فعالیتی تدریجی و زمان‎بر است. البته بعضی از حوادث تاریخ در ایجاد و گسترش یک فرهنگ نقش تسریع کننده‎ای دارند. مثلاً در خصوص توسعه و گسترش شهادت در جوامع، حوادث بزرگی نظیر حماسه عاشورا، نهضت‎ها و قیام‎هایی که بعد از آن در طول تاریخ تشیع به وقوع پیوسته و در زمان معاصر، پدیده انقلاب اسلامی با رهبری امام خمینی (ره) و سپس جنگ تحمیلی و دفاع مقدس 8 ساله، در رشد و تسریع و گسترش فرهنگ شهادت در میان جوامع از جمله لبنان و فلسطین نقش داشته‎اند. امّا برای تداوم و گسترش این فرهنگ در زمان کنونی چه باید کرد در این نوشتار، ابتدا شهادت و فرهنگ شهادت طلبی، تعریف و سپس عوامل تقویت و تضعیف این فرهنگ بررسی شده است.
تعریف شهادت:شهادت، مرگی از نوع کشته شدن است که شخص مؤمن، آگاهانه و با اختیار و به خاطر اهدافی که از منظر دین، مقدس شمرده شده است، آن را بر می‎گزیند که قرآن کریم از آن به معنای «قتل فی سبیل الله» یاد کرده است.

فرهنگ شهادت طلبی:با توجه به شمولی که در معنای واژه فرهنگ نهفته است، حالت استیلا، فراگیری و نهادینه شدن این اشتیاق به شهادت در راه خدا، در جامعه اسلامی است. چنانچه فرهنگ نماز تا حدودی چنین شمولی دارد.(علیرضا ذبیح، پایان نامه: کارشناسی ارشد معارف اسلامی، تأثیر وجود فرهنگ شهادت طلبی در حفظ دین و ارزشهای دینی، تابستان 1380)

عوامل تقویت و گسترش این فرهنگ:1. تلاش برای اشاعه و تعلیم معارف حقه قرآنی به منظور تقویت ایمان، اعتقاد و یقین مردم نسبت به مبدأ و معاد. در قرآن کریم سوره طه، آیات 70 تا 73، خداوند داستان ساحرانی را نقل می‎کند که از سوی فرعون مأموریت داشتند از طریق سحر با موسی مبارزه کنند بعد از اینکه، موسی ـ علیه السّلام ـ با معجزه الهی (انداختن عصای خود) سحر آنها را باطل کرد، آنها به سجده افتاده و گفتند: ما به پروردگار موسی و هارون ـ علیهما السّلام ـ ایمان آوردیم. و ایمان آنان ایمانی محکم و استوار شد. بطوری که وقتی فرعون، آنها را به قطع دست و پا و به صلیب کشیدن بر درختان نخل، تهدید کرد، آنها قاطعانه در جواب گفتند: «سوگند به آن کسی که ما را آفریده، هرگز تو را بر دلایل روشنی که برای ما آمده مقدم نخواهیم کرد». و هر حکمی که می‎خواهی بِکُن و... در نهایت در مقابل تهدیدات هولناکِ فرعون، عاشقانه مرگ با شهادت را آن هم با فجیع‎ترین وضع پذیرا شدند. و این چیزی جز تأثیر مستقیم ایمان و یقین قلبی به خداوند سبحان و وعده‎های او نیست.
بنابراین بر مسئولان فرهنگی جامعه است که از روشهای متنوع در ترویج و تعلیم ایمان و معنویت مردم کوشا باشند.
2. عامل دومی که در تقویت و گسترش فرهنگ شهادت می‎تواند تأثیر داشته باشد؛ تلاش برای تقویت روحیه صبر و استقامت در مؤمنین است. چرا که مجاهدت و شهادت در راه خدا، مستلزم تحمل مشقات و مصائب فراوان است. قرآن کریم، در مورد تأثیر این عامل بر روحیه و فرهنگ شهادت طلبی در مؤمنین، یکی از ویژگی‎های مردان الهی را که همراه پیامبران در جنگها شرکت می‎کردند، ویژگی صبر دانسته و می‎فرماید: «آنها هیچ گاه در برابر آنچه در راه خدا به آنها می‎رسید، سست و ناتوان نشدند و خداوند استقامت کنندگان را دوست دارد.»(سوره آل عمران/146)
مرحوم شیخ صدوق در معانی الاخبار مطلبی را در مورد استقامت امام حسین ـ علیه السّلام ـ از امام سجاد ـ علیه السّلام ـ نقل می‎کنند که: «در روز عاشورا بعد از اینکه جنگ شدیدی در گرفت و عده‎ای از یاران و خاندان آن حضرت به شهادت رسیدند و بدن‎هایشان قطعه قطعه شد، تعدادی از اصحاب نگران شدند، امّا چهره حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ لحظه به لحظه آرام‎تر و درخشانتر می‎شد، آنان به یکدیگر می‎گفتند، به حسین بن علی ـ علیهم السّلام نگاه کنید از مرگ هیچ هراسی ندارد. امام حسین ـ علیه السّلام ـ با شنیدن این جمله فرمود:«ای بزرگ زادگان صبور باشید و بدانید مرگ همانند پلی است که شما را از رنج و سختی عبور داده، به بهشت وسیع و نعمت‎های جاویدان آن منتقل می‎کند»(شیخ صدوق، معانی الاخبار، تهران: مکتبه الصدوق، ص 289 به نقل از مجله معرفت، شماره 59، مرداد 1381، ص 53.)
3. سومین عاملی که می‎تواند در ترویج فرهنگ شهادت طلبی مؤثر باشد، تقویت روحِ غیرت در جامعه اسلامی است. چرا که غیرت، نیرویی است که هر انسانی را به دفاع از ارزشها و مقدسات وا می‎دارد.
حضرت فرمودند: «ان الله غیور و یحب الغیور» خداوند غیور و غیرتمند است و انسان غیرتمند را دوست دارد. وقتی که تعهد و غیرت از جامعه‎ای رخت بربندد و افراد جامعه نسبت به ارزشهای فرهنگی، ملی و مذهبی خود بی‎تفاوت شوند، قهراً در مقابل تهاجم دشمن هیچ عکس العملی از خود نشان نخواهند داد یا اگر هم نشان بدهند، عکس العملی ضعیف و حقیرانه خواهد بود. امّا اگر روحیه غیرت دینی و احساس مسئولیت و تعهد در جامعه‎ای حکمفرما شد، دیگر هیچ مهاجمی نمی‎تواند به آن جامعه چشم طمع داشته باشد. در این رابطه، اشاعه و ترویج فرهنگ عاشورا (که حاکی از احساس تعهد شدید و غیرت آقا اباعبدالله الحسین ـ علیه السّلام ـ در مقابل بی‎بند و باری حاکمان وقت و اشاعه آن به سایر جامعه اسلامی بود) می‎تواند به عنوان بهترین راهکار مورد استفاده قرار گیرد.
در این رابطه، مبارزه مستمر با عوامل رواج بی‎غیرتی در جامعه و عدم مداهنه و مسامحه در برخورد با مروجین آن، ضروری است.
4. چهارمین عامل مؤثر در ترویج فرهنگ شهادت طلبی، زدودن دلبستگی‎های دنیوی و تقویت عشق و دل دادن به معبود واقعی و تقویت محبت اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در قلب مردم است.

عشق و محبت به طور کلی و به ویژه در این رابطه، انسان را از خود و خودپرستی بیرون می‎برد. خودپرستی، محدودیت و حصار است و عشق این حصار را می‎شکند. تا انسان از خودش بیرون نرفته، ضعیف است، ترسو، بخیل، حسود، بدخواه، کم صبر، خودپسند و متکبر است. روحش نشاط و هیجان ندارد، همیشه سرد است و خاموش امّا همینکه از «خود» پا بیرون نهاد و حصار خودی را شکست این خصائص و صفات زشت نیز نابود می‎گردد.(برگرفته از استاد شهید مطهری، جاذبه و دافعه علی ـ علیه السّلام ـ، قم، دفتر انتشارات اسلامی (جامعه مدرسین) بی‌تا، ص 45)

1) بنابراین با تقویت روحیه محبت و عشق ورزی به خداوند و اولیاء او، که نتیجه تولید و افزایش معرفت نسبت به آنها، در جامعه است، به تدریج دل بستگی‎های دنیایی کم رنگ و دل بستگی‎های الهی پررنگ می‎شود و کم کم همه فعالیت‎ها، برای خوشنودی خالق و اولیاء او صورت گرفته و مشقتها و سختی‎های ناشی از اجرای فرامینش، به راحتی تحمل می‎شود.
در قرآن کریم، آیاتی وجود دارد که حاکی از دوستی و محبت عمیق مؤمنان نسبت به خداوند، یا نسبت به مؤمنان دیگر است: 1. «وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ» (بقره / 165) آنان که ایمان آورده‌اند در دوستی خدا سخت‌ترند.
2. «وَ الَّذِینَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ وَ الْإِیمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هاجَرَ إِلَیْهِمْ وَ لا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حاجَه مِمَّا أُوتُوا وَ یُؤْثِرُونَ عَلى أَنْفُسِهِمْ وَ لَوْ کانَ بِهِمْ خَصاصَه» (سوره حشر / 9) ترجمه: «و کسانی که بیش از مهاجران در خانه و در ایمان جایگزین شده و مهاجرانی را که به سوی ایشان می‌آیند دوست دارند و در دل خودشان از آنچه به آنها داده شده است احساس ناراحتی نمی‌کنند و آنها را بر خویش مقدم می‌دارند هر چند خود نیازمند باشند.»
از این آیه (حشر/9) بدست می‌آید که ایثار و از خودگذشتگی و مقدم داشتن دیگری (که خود نیز می‌تواند از عوامل ترویج و توسعه فرهنگ شهادت باشد) در سایه عامل عشق و محبت ورزی به خدا و اولیاء او و مؤمنان رشد کرده و شکوفا می‌شود. مردی به امام صادق ـ علیه السّلام ـ عرض کرد: ما فرزندانمان را به نام شما و پدرانتان، اسم می‌گذاریم، آیا این کار، ما را سودی دارد؟ حضرت فرمودند: آری به خدا قسم مگر دین چیزی غیر از دوستی است؟ (هل الدین الا الحبّ) سپس به آیه 31 سوره آل عمران استشهاد فرمودند: «إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِی یُحْبِبْکُمُ اللَّهُ؛ اگر خداوند را دوست دارید مرا تبعیت کنید خداوند شما را دوست خواهد داشت.»(محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج 27، روایت 58، باب 4، نرم افزار علوم اسلامی)
از جمله آثار پربرکت عشق ورزی و محبت به خدا و اولیاء خداوند تهذیب نفس و تلاش در مسیر جهاد اکبر است. و قهراً در این راستا، شناسایی اولیاء الهی و سپس محبت به و تمسک به آنان از مسائل ضروری است. ابن عباس می‌گوید: در محضر پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله بودیم، شخصی سؤال کرد: بهترین همنشینان کیست؟ حضرت فرمودند:
«من ذکّرکم بالله رؤیته، و زادکم فی علمکم منطقه، و ذکرکم بالاخره عمله؛(محمد تقی مجلسی، بحار الانوار، ج 74، روایت 186، روایت 3، باب 13، نرم افزار علوم اسلامی.( کسی که دیدن وی شما را به یاد خدا بیندازد و سخنانش بر دانش‌تان بیفزاید و رفتارش شما را به یاد آخرت و قیامت بیندازد». بنابراین عامل محبت‌ورزی و عشق به خدا و اولیاء او می‌تواند زمینه ساز جهاد اکبر (تهذیب و تربیت نفس) و سپس آمادگی برای شهادت در صحنه جهاد اصغر باشد. صفحات تاریخ اسلام از شگفتی‌های ایثار و فداکاری ناشی از محبت به رسول خدا صلّی الله علیه و آله و اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ در صحنه‌های جهاد اصغر پر است، در اینجا به دو نمونه اشاره می‌کنیم:
1.ابوذر غفاری از جمله افراد دلباخته پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله است، در لشکر کشی به سوی تبوک با پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله همراه شد، در بین راه سه نفر، یکی پس از دیگری عقب کشیدند، هر کدام عقب می‌کشیدند به پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله اطلاع می‌دادند، پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله در هر نوبت می‌فرمود: «اگر در او خیری باشد خداوند او را برمی‌گرداند و اگر خیری در او نیست بهتر که رفت». اصحاب دیدند، ابوذر نیز عقب کشید. به اطلاع پیامبر رساندند که ابوذر هم عقب کشید، پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله همان جمله را تکرار کرد. امّا عقب افتادن ابوذر به دلیل بازماندن شترش از رفتن بود، او هر چه تلاش کرد حرکت نکرد. لشکر از او فاصله گرفته بود، بالاخره شتر را رها کرده و بارش را بر دوش گرفت و در هوای گرم بر روی ریگ‌های گدازنده به راه افتاد، تشنگی داشت هلاکش می‌کرد، به صخره‌ای در سایه کوهی برخورد کرد که در میانش آب باران جمع شده بود، چشید آن را بسیار سرد و خوشگوار یافت، گفت هرگز نمی‌آشامم تا دوستم رسول الله بیاشامد، مشکش را پر کرد، آن را نیز به دوش گرفت و به سوی مسلمین شتافت، یکی از اصحاب به پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله عرض کرد: یا رسول الله صلّی الله علیه و آله شبحی را می‌بینم که به سوی ما می‌آید. فرمود: باید ابوذر باشد. بالاخره ابوذر خود را به لشکر رسانید، امّا خستگی و تشنگی سخت او را از پا در آورده بود. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند: به او آب برسانید. با صدایی ضعیف گفت: آب همراه دارم. پیغمبر صلّی الله علیه و آله فرمود: آب داشتی و از تشنگی نزدیک به هلاکتی؟ ابوذر گفت: بله یا رسول الله ـ صلّی الله علیه و آله ـ. وقتی که آب را چشیدم، دریغم آمد که قبل از دوستم رسول الله صلّی الله علیه و آله از آن بنوشم.(شهید مطهری، جاذبه و دافعه (همان)، به نقل از بحار الانوار، ج 21. )
نمونه 2. حماسه سازان عاشورای حسینی. یاران امام حسین ـ علیه السّلام ـ عاشق امام بودند و این هم در گفتارشان قبل از شهادت و هم در نحوه جانباری و شهادت‌شان مشهود بود. آنان در سخت‌ترین لحظات و حتی آخرین دقایق عمر، هرگز به خود نمی‌اندیشیدند و همواره نگران امام ـ علیه السّلام ـ بودند. مسلم بن عوسجه هنگام جان سپردن، با اشاره به امام، به حبیب بن مظاهر سفارش می‌کند: «همه وصیت من آن است که در راه این مرد کشته شوی».(جواد سلیمانی، مقاله: نگاهی به ویژگی‌های اصحاب سید الشهداء ـ علیه السّلام ـ به نقل از تاریخ طبری، ج 5، ص 435، مجله معرفت، شماره 59، مردادماه 1381. )
همچنین ایجاد فضایی آکنده از محبت و عشق‌ورزی به امام زمان حجه بن الحسن العسکری ـ علیه السّلام ـ در زمان کنونی در سایه آن تلاش برای جلب رضایت و خشنودی آن حضرت در فعالیت‌ها و در نهایت آمادگی جانبازی در راه حضرت، راهکاری مناسب و بسیار پرجاذبه است.
5. عامل دیگر که می‌تواند در ترویج فرهنگ شهادت مؤثر باشد، زنده نگهداشتن یاد و حماسه سازی‌های شهدا، به ویژه شهدای کربلا و به تبع آن شهدای انقلاب اسلامی، و جنگ تحمیلی و تبیین این مطلب که ما مدیون خون شهدا هستیم، می‌‌باشد. تمام کسانی که به نحوی به بشریت خدمت کرده‌اند از راه علم، از راه فلسفه، صنعت، اکتشافات و اختراعات و... به نوعی بر بشریت حقی دارند ولی هیچ کس حقی به اندازه شهدا بر بشریت ندارد، به همین جهت هم عکس العمل احساس آمیز انسان‌ها و ابراز عواطف خالصانه آنها درباره شهدا بیش از سایر گروههاست... چرا که همه گروه‌های دیگر مدیون شهدا هستند ولی شهدا مدیون آنها نیستند یا کمتر مدیون هستند، هر خدمتگزاری برای ارائه خدمت خود، نیازمند محیطی مساعد و آزاد است تا خدمت خود را انجام دهد ولی شهید، آن کسی است که با فداکاری و از خودگذشتگی خود و با سوختن و خاکستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می‌کند. مثل شهید مثل شمع است که خدمتش از نوع سوخته شدن و فانی شدن و پرتو افکندن است، تا دیگران در این پرتو که به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و کار خویش را انجام دهند. آری شهدا، شمع محفل بشریتند، سوختند و محفل بشریت را روشن کردند. اگر این محفل تاریک می‌ماند، هیچ دستگاهی نمی‌توانست کار خود را آغاز کند.(استاد شهید مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی به ضمیمه شهید، با اندکی تصرف، قم، صدرا، چ 5، رجب 1398)
عواملی که ذکر شد، البته همه عوامل دخیل در توسعه فرهنگ شهادت نبوده و قهراً عوامل دیگری هم در این رابطه وجود دارند، که در این نوشتار به همین چند عامل اکتفا شده است.
بررسی عوامل تضعیف فرهنگ شهادت طلبی: آنچه در تبیین عوامل تقویت فرهنگ شهادت طلبی گذشت، فقدان یا تضعیف آنها، می‌تواند به عنوان عوامل تضعیف فرهنگ شهادت طلبی تلقی شود. و اگر بخواهیم آنها را از هم تفکیک کنیم به دو دسته تقسیم می‌شوند: 1. عوامل درونی؛ 2. عوامل بیرونی.
1. عوامل درونی، که غالباً به ضعف ایمان و بینش افراد در توحید عملی آنها برمی‌گردد:
1 ـ 1. ترس، در شرایط ضعف ایمان، یکی از شیوه‌های نفوذ شیطان در انسان، القاء ترس و تقویت آن در ابعاد مختلف است، آیه ذیل دال بر این مطلب است:
«إِنَّما ذلِکُمُ الشَّیْطانُ یُخَوِّفُ أَوْلِیاءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ» (آل عمران / 175)
ترجمه: فقط شیطان است که پیروان خود را می‌ترساند، از آنها نترسید و از من بترسید اگر ایمان دارید.
نشانی این ترس این است که غالباً در جایی به انسان القاء می‌شود که مکلف به انجام یک تکلیف اجتماعی (نظیر امر به معروف و نهی از منکر، جهاد و پیکار در راه خدا)، است که احتمالاً و گاهی قطعاً ضرری، متوجه او شده و آسایش و راحتی او را به خطر می‌اندازد.
2 ـ 1. دنیاگرایی (با تمام مظاهر آن)، یکی دیگر از موانع ایجاد و رشد فرهنگ شهادت در جامعه اسلامی است که این هم به ضعف ایمان و باور آنان نسبت به سرای آخرت و روز حسابرسی بر می‌گردد:
امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ در تشییع جنازه‌ای شرکت کرده بود. صدای خنده مردی را شنید، فرمود: «کانّ الموت فیها علی غیرنا کُتب، و کأنّ الحق فیها علی غیرنا وَجَبَ، و کانّ الذی نری من الاموات سَفَرٌ عما قلیلٍ الینا راجعون! نبوّئِهُم، اجداثهم، و نَأکل تُراثَهُمْ، کانّا مخلِّدون بَعدَهم إثم قد نسینا کلّ واعظٍ و واعظه، و رُمینا بکلِّ فادحٍ و جائِحَه»(المعجم الفهرس الفاظ نهج البلاغه، سید کاظم محمدی و محمد دشتی، به ضمیمه نهج البلاغه، ترجمه آقایان امامی و آشتیانی، حکمت 122، صفحه 199، قم، انتشارات امام علی ـ علیه السّلام ـ ، چ دوم، آبان 1369)
ترجمه: «گویی مرگ در دنیا، بر غیر ما نوشته شده، و گویی حق بر غیر ما واجب گشته، گویی این مردگانی را که می‌بینیم، مسافرانی هستند که بزودی بسوی ما باز می‌گردند، آنها را در قبرشان می‌گذاریم و میراث آنها را می‌خوریم، گویی بعد از آنها جاودانیم، ما هر واعظ و اندرز دهنده‌ای را فراموش کرده‌ایم و هدف مصائب سنگین و آفاتی که هر اصل و فرع را نابود می‌کند قرار گرفته‌ایم».
بنابراین یکی از عوامل بازدارنده حرکت سریع دنیاگرایی، یاد مرگ و احوال قبر و برزخ و قیامت است و وقتی این یادآوری با معرفت و بینش همراه شد، دلبستگی‌ها کم و تمایل و گرایش به مسائل معنوی و اخروی از جمله پیکار در راه خدا و شهادت در آن راه بیشتر می‌شود.
3 ـ 1. ضعف روحیه غیرت دینی نیز از عوامل تضعیف روند توسعه فرهنگ شهادت است. خداوند در قرآن کریم در خصوص منافقان می‌فرماید: «وَ قِیلَ لَهُمْ تَعالَوْا قاتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَوِ ادْفَعُوا قالُوا لَوْ نَعْلَمُ قِتالاً لاَتَّبَعْناکُمْ هُمْ لِلْکُفْرِ یَوْمَئِذٍ أَقْرَبُ مِنْهُمْ لِلْإِیمانِ یَقُولُونَ بِأَفْواهِهِمْ ما لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِما یَکْتُمُونَ» (آل عمران / 167).
به آنها گفته شد بیایید در راه خدا نبرد کنید یا حداقل از حریم خود دفاع کنید، آنها گفتند، اگر می‌دانستیم جنگی روی خواهد از شما پیروی می‌کردیم (امّا می‌دانیم جنگی نمی‌شود) آنها در آن هنگام به کفر نزدیک‌تر بودند تا به ایمان، به زبان خود چیزی می‌گویند که در دل‌های‌شان نیست و خداوند به آنچه کتمان می‌کنند‌ آگاه‌تر است».
از این آیه بر می‌آید که اگر این‌ها غیرت دینی داشتند از دین الهی دفاع می‌کردند و اگر غیرت ناموسی داشتند حداقل از خود و از ناموس خود دفاع می‌کردند.
2. عوامل بیرونی مؤثر در تضعیف توسعه فرهنگ شهادت که آنان نیز با ضعف ایمان و اعتقاد و معرفت افراد جامعه اسلامی در این رابطه تأثیرگذار هستند:
1. تضعیف اعتقادات و باورهای دینی مردم از طریق تحریف حقایق و معارف و شبهه افکنی و القاء این مطلب که دین در اداره زندگی بشر ناتوان و ناقص است.
2. ترویج فساد و بی‌بند و باری و آزادی ارتباطات نامشروع، از طریق فیلم‌ها، مطبوعات و... .
3. تولید و توزیع و گسترش مصرف مواد مخدر و مسکرات، که هر کدام از موارد ذکر شده در تضعیف روحیه دینی و غیرت‌زدایی کافی هستند.
بنابراین با توجه به موارد ذکر شده (عوامل تقویت و تضعیف فرهنگ شهادت) برای توسعه این فرهنگ مقدس لازم است که مسئولان تعلیم و تربیت، روحانیت و تمام افرادی که در فرهنگ مردم تأثیرگذار هستند، تلاش خود را متمرکز بر ارائه معارف قرآنی در همه جوانب و تبیین مناقب و جوانب مختلف زندگی معصومین ـ علیهم السّلام ـ نمایند تا در سایه معرفت به این دو سفارش گران‌بهای پیامبر اسلام صلّی الله علیه و آله ، راه را از چاه باز شناخته و غیرت دینی و روحیه دفاع از ارزشها در آن تقویت شود.
منابع مورد استفاده:
1. مطهری، مرتضی، جاذبه و دافعه علی ـ علیه السّلام ـ ، قم، دفتر انتشارات اسلامی (جامعه مدرسین) بی‌تا.
2. مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی (عج) به ضمیمه شهید، قم، صدرا، چ پنجم، رجب 1398.
3. ذبیح، علیرضا، تأثیر وجود فرهنگ شهادت طلبی در حفظ دین و ارزش‌های دینی، پایان نامه کارشناسی ارشد الهیات و معارف اسلامی، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، تابستان 1380.
4. مجله معرفت، عزت و افتخار حسینی، شماره 59، آبان ماه 1381.
5. مجلسی، محمد تقی، بحار الانوار، نرم افزار علوم اسلامی.
6. معانی الاخبار.

تاریخ درج: 9 دی 1392 , چاپ , دیدگاه ها
استفاده از محتوا و مقالات وب سایت همیشه و همه جا حتی بدون منبع و کسب اجازه از ما مجاز است و هیچ منع قانونی و اخلاقی ندارد.
.
بالای صفحه
طراحی و توسعه : Lakzaei.ir