گفتگو با مهندس جعفر لک زائی

چه کسی همراه و همیار پدر شما بود؟

من فرزند کوچک سردار شهید حاج حبیب لک زائی هستم که خداوند این توفیق رو به من داد که بیست و سه سال از عمرم رو در معیت ایشون باشم و بگذرونم،خداوند رو بخاطر این لطف و عنایت ویژه سپاسگزارم.من بیشتر جاها رو با پدرم بودم و از محضر ایشون کمال استفاده رو بردم،ضمن اینکه لازمه این نکته رو یادآور بشوم همانطوری که بیشتر اوقات بهترین مشاور هر فردی پدر و مادر اوست؛قطعا مادر و مخصوصا پدر من بزرگترین مشاوران من در طول مدت عمرم بودند و خواهند بود.

درسته که پدربزرگم یعنی حجت الاسلام والمسلمین حاج آقای محمد اعتمادی نقش اولیه و واقعا عجیبی رو در راستای شخصیت ایشان ایفا نمودند و من هم قبول دارم که پدربزرگم نون پاک و حلالی به فرزندانشان دادند و آنها به خاطر آن نون پاک و حلال به اینجا رسیدند که فرزندانی چون پدرمن(سردار شهید حاج حبیب لک زائی)،حاج نجف،حاج شریف،حاج رضا و حاج مهدی را به اینجا برسانند و پدر من هم به همین صورت با دادن نون پاک و حلال به خانواده و فرزندانشان و تربیت بسیار خوبی که به ما دادند و میراث گران بها و بزرگی همچون ادب را به ما دادند توانستند فرزندانی همچون حاج مصطفی، خواهرم و من و... رو بااین ویژگی های برتر اخلاقی که هم شما و هم دیگران می دانند به اینجا رساندند اما یک نفر هست که همیشه در معیت پدرم بودند و ایشان را با راهنمایی های مؤثرشون به اینجا رساندند که البته در بیشتر اوقات حق ایشون ضایع شده و کسی ایشون رو آنگونه که می باید نشناخت کسی نبود جز همسر مهربان و دلسوز که بی شک نقش مهم و سازنده ای رو در مؤفقیت های ایشون داشتند.